یکی از دلایلی که سبب می شود بازی های کودکان به عنوان عامل تربیتی موثر مورد توجه قرار گیرند این است که در درس تربیت بدنی در میدان وسیعی حضور می یابند که با میل و رغبت به تفریح و کوشش های دسته جمعی می پردازند . آنها در بازی ها به نتایج مطلوب و مورد نظر دست می یابند ، بارها شکست و پیروزی را تجربه می کنند و سرانجام به پیروزی نهایی یعنی غلبه بر ضعف و ناتوانی نائل می شوند . معلم با اتخاذ برنامه های صحیح و هدف های بلند مدت و کوتاه مدت تربیتی می تواند به کودکان کمک نماید که انگیزه ی تلاش و تمرین مجدد پس از هر بار پیروزی یا شکست را در خود افزایش دهند و تجارب گذشته را مرور نمایند .

معلم باید حین بازی و فعالیت دانش آموزان ، صبور ، محتاط و دقیق باشد و اهداف خود را در دراز مدت جستجو نماید . معلم خوب کسی است که در پشت خط مشی های تربیتی پنهان شود و فقط هنگام بن بست های فکری به طور نامشخص سیاست تربیتی خود را اعمال کند . دانش آموزان در درس تربیت بدنی بر خلاف سایر دورس از میان خود سردسته انتخاب می کنند و با این شیوه برگزیدن الگو و پیروی و اطاعت از رهبر را می آموزند . مربی باید در حین بازی با کودک الفت پیدا کند و دیوارهای سنگینی که به دلیل اختلاف سن و موقعیت اجتماعی او در ذهن کودک وجود دارد ، بشکند . او باید به عنوان مشاور و راهنما در طول بازی به کودکان کمک نماید تا آنها بتوانند به راحتی سئوالات خود را مطرح نمایند . مربی باید دوستانه به حل مشکلات دانش آموزان بپردازد و در بازی کودکان شرکت نماید ولی حضور او نباید به شخصیت کودک آسیب وارد نماید.